تبليغاتX
قاصدکهای سوخته - چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟!

قاصدکهای سوخته

سال ها پیش از این، زیر یك سنگ گوشه ای از زمین، من فقط یك كمی خاك بودم همین، یك كمی خاک كه دعایش پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود، آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی كهكشان بود، خاك هر شب دعا كرد، از ته دل خدا را صدا كرد، یك شب آخر دعایش اثر كرد، یك فرشته تمام زمین را خبر كرد و خدا تكه ای خاك برداشت، آسمان را در آن كاشت، خاك را توی دستان خود ورز داد، روح خود را به او قرض داد، خاك توی دست خدا نور شد، پر گرفت، از زمین دور شد، راستی من همان خاك خوشبختم، من همان نور هستم، پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 15:10 توسط عرشيان |


X

اللهم عجل لولیک الفرج
با یاد و نام قاصدکهای سوخته و پر پر شده کربلا


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

دنبال خدایی ؟ بیا تو
به شلمچه خوش آمدید
سیر عرفان عینی در شناخت ولایت امام عصر
آموزش خلبانی و همه در مورد پرواز
رازو رمز
درک کامل از دین {مكاشفات}
دکتر حسن محبتی
گلچین اذکار نافعه
وخدا مهربان است
معجزه قرآن و ادعیه
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386


آرشیو موضوعی

مطالب مذهبی-يه موقعي اجتماعي يه ذره هم سياسي

نویسندگان

عرشيان
عرشيان
عرشيان


پیوندها

عرشیان یاس سوخته
گروه مشاورين املاك ايران زمين
شهر من مرزن آباد
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS