|
راه اصلاح دنيا و آخرت و درود خدا بر او، فرمود: كسي كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد، و كسي كه امور آخرت را اصلاح كند، خدا امور دنياي او را اصلاح خواهد كرد، و كسي كه از درون جان واعظي دارد، خدا را بر او حافظي است. (حكمت 89) والاترين دانش و درود خدا بر او، فرمود: بي ارزش ترين دانش، دانشي است كه بر سر زبان است، و برترين علم، علمي است كه در اعضا و جوارح آشكار است. (حكمت 92) شناخت نيكي ها و خوبي ها از امام پرسيدند: «خير» چيست؟ فرمود: خوبي آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان، و بردباري تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشي، پس اگر كار نيكي انجام دهي شكر خدا به جا آوري، و اگر بد كردي از خدا آمرزش خواهي. در دنيا جز براي دو كس خير نيست؛ يكي گناهكاري كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكاري كه در كارهاي نيكو شتاب ورزد. (حكمت 94) + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 15:31 توسط عرشيان |
سال ها پیش از این، زیر یك سنگ گوشه ای از زمین، من فقط یك كمی خاك بودم همین، یك كمی خاک كه دعایش پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود، آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی كهكشان بود، خاك هر شب دعا كرد، از ته دل خدا را صدا كرد، یك شب آخر دعایش اثر كرد، یك فرشته تمام زمین را خبر كرد و خدا تكه ای خاك برداشت، آسمان را در آن كاشت، خاك را توی دستان خود ورز داد، روح خود را به او قرض داد، خاك توی دست خدا نور شد، پر گرفت، از زمین دور شد، راستی من همان خاك خوشبختم، من همان نور هستم، پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟! + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 15:10 توسط عرشيان |
سالروز ولادت گوهر مقدس و تابناک کوثر ولایت ، صدیقه کبری ، ام ابیها ، حضرت فاطمه زهرا (س) را به سا حت مبارک فرزند دلبندش حضرت امام زمان (عج) و تمامی مسلمین جهان خصوصا پیروان راستین ایشان تبریک و تهنیت عرض می نمایم آسمان را گفتم: میتوانی آيا بهر يک لحظهی خيلی کوتاه، روح مادر گردی؟ صاحب رفعت ديگر گردی؟ گفت: نیِ نیِ هرگز. من برای اين کار، کهکشان کم دارم، مه و خورشيد به پهنای زمان کم دارم. خاک را پرسيدم: میتوانی آيا دل مادر گردی؟ آسمانی شوی و خرمن اختر گردی؟ گفت: نیِ نیِ هرگز. من برای اين کار، بوستان کم دارم. اين جهان را گفتم: میتوانی آيا لفظ مادر گردی، همهی رفعت را، بهر يک ثانيه بستر گردی؟ گفت: نیِ نیِ هرگز. من برای اين کار، آسمان کم دارم، رفعت و شوکت و شأن کم دارم. آن جهان را گفتم: میتوانی آيا لحظهای دامن مادر باشی؟ مهد رحمت شوی و سخت معطر باشی؟ گفت: نیِ نیِ هرگز. من برای اين کار، باغ رنگين جنان کم دارم، آنچه در سينهی مادر بود، آن کم دارم. صبحدم را گفتم: میتوانی آيا لب مادر گردی؟ عسل و قند بريزد از تو لحظه ی حرف زدن، جان شوی، عشق شوی، مِهر شوی، زر گردی؟ گفت: نیِ نیِ هرگز. گلِ لبخند که رويد ز لبان مادر به بهار دگری نتوان يافت، در بهشت دگری نتوان جست. در پی عشق شدم تا در آئينه ی او چهرهی مادر بينم. ديدم او مادر بود، ديدم او را در دل عطر، در تن گل، در دم جان پرور مشکين نسيم، در پرش نبض سحر، در تپش قلب چمن، لحظهی روئيدن باغ، از دل سبزترين فصل بهار، لحظهی پر زدن پروانه، در چمنزار دل انگيزترين زيبايی، بلکه او در همهی زيبايی، بلکه او در همهی عالم خوبی، همهی رعنايی، همه جا پيدا بود، همه جا پيدا بود. + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 15:46 توسط عرشيان |
پيروزي ولي امر مسلمين، ملت بزرگ ايران و مالك اشتر ولايت را در انتخابات رياست جمهوري دهم به محضر امام زمان (عج) و تمامي دوستداران اسلام و ايران تبريك و تهنيت عرض مينمايم + نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 16:38 توسط عرشيان |
شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم. می خواهم ثابت کنم که او فقط بلد است به ما دستور بدهد، و هیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند. دیگری گفت: موافقم اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم. وقتی به قله رسیدند، شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند: سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید و آنها را پایین ببرید. شهسوار اولی گفت: می بینی؟ بعداز چنین صعودی، از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم. محال است که اطاعت کنم. دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید، هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود، روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند. + نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 19:39 توسط عرشيان |
روش زندگي با مردم و درود خدا بر او، فرمود: با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند. (حكمت 10) روش برخورد با دشمن و درود خدا بر او، فرمود: اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. (حكمت 11) آيين دوست يابي و درود خدا بر او، فرمود: ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. (حكمت 12) روش استفادة از نعمت ها و درود خدا بر او، فرمود: چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. (حكمت 13) روش ياري كردن مردم و درود خدا بر او، فرمود: از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. (حكمت 24) ترس از خدا در فزوني نعمت ها و درود خدا بر او، فرمود: اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.(حكمت 25) اعتدال در بخشش و حسابرسي و درود خدا بر او، فرمود: بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. + نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 18:41 توسط عرشيان |
1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود،
============ ========= + نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388 11:9 توسط عرشيان |
سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم بسم الله الرحمن الرحیم با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر میكنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم میخواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیردو از ملت امیدوارم كه عذرم را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند كه با رفتن یك خدمتگزار درسدّ آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است. والسلام علیكم و علی عبادالله الصالحین و رحمةالله و بركاته 26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403 روحالله الموسوی الخمینی سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران هر چه از خرداد 68 می گذرددلهای داغدار از غم هجنران آن عزیز یگانه ، اندوهناک تر وسرشک نهفته در دیده عاشقان دلباخته او بر دامن بستر دریای گهر جاری تر می گردد. ۲۰ سال گذشت ، ۲۰ سال از آن روز تلخ پر خاطره فراموش نشدنی می گذرد ، وما اکنون در آستانه ورود به شانزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه قرار گرفته ایم . خاطره شکوهمند زندگی ودرگذشت او نیز حیاتی دیگر وعظمتی دیگر بود که هرگز از اذهان وافکار زدوده نخواهد شد. ما از آن بزرگوار چه تصویری در ذهن داریم ؟ آیا نه این است که در برابر چشمهای مشتاق نسل امروز وفردا بیش از آنکه جلوه جمال معنوی اش را ترسیم کرده باشیم ، به ترسیم جلوه هایی از جلال وجبروت او که البته آن نیز جلوه ای از جلوات وجود اوست ، روی آوریم ؟ نام امام خمینی به حق ، با طلابت روح وعزت نفس وشکوه شخصیت وثبات قدم وقاطعیت داشتن وانقلابی بودن واستوار ماندن مترادف است واینهمه نه تنها تمامی ابعاد وجودی عزیز نیست ، بلکه اگر منفک ومجرد از جوهر اصلی هویت ووجه غالب شخصیت او که همان (( خلق عظیم محمدی )) است در نظر گرفته شود ، به نوعی تحریف وانحراف در شناخت حقیقت حیات پر برکتش منجر خواهد شد . مگر نه این است که از میان سه عنصر اساسی مؤثر در پیشرفت یعنی علی (ع) وثروت خدیجه (س) وخلق عظیم محمد (ص) ، اگر بنا باشد یکی را به عنوان اصل واساس ومبنا ونتیجتاً امر مقدم ووجه غالب وجوهر اصلی بازیابی وبازشناسی کنیم آن یک بدون تردید همان خواهد بود که مصداق آیه کریمه « وانک لعلی خلق عظیم » است ؟ خلق عظیم محمدی ، منبعث از عرفان الهی وعشق ملکوتی ورحمت دینی ووارستگی از انواع پرستش های دنیوی « مقام پرستی ، شهرت پرستی ، قدرت پرستی ، مدح وثناپرستی و...» ودر یک کلام منبعث از خداپرستی وعشق به بندگان خدا وآفریده های رنگارنگ خداوند است ودریای وجود پر برکت امام خمینی رضوان الله علیه قطره ای از خلق محمدی وعرفان حقیقی الهی را همچون گوهری ناب در صدف سینه خویش داشت . وهم از این منظر عظیم بود که مردم - به عنوان آفریده های او حاملان بار امانت او ، صاحبان اصلی حکومت وولی نعمت های همه حاکمان وپیشوایان – صمیمانه عشق می ورزیدند . + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 1:32 توسط عرشيان |
خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده، بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری. .... بهشون نیاز داری تا کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)، باعث رنجش تو بشن (چون تا گچ درده سمباده خوردن رو تحمل نکنه، یک مجسمه یه زیبا نمیشه)، تو رو ترک کنن (تا یاد بگیری روی پای خودت بایستی)، عاشقانه دوستت داشته باشن (تا بدونی که تو هم باید عشق بورزی)، تا از تو انسانی ساخته بشه که خداوند میخواد تو اونطور باشی. خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. دوستت دارم دوست عزیزم ! از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه ! در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ... (نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ... ... نه .... ... صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : خدایا توکل به تو ) + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 15:9 توسط عرشيان |
11
حال قضاوت باشما قضاوت با شما ، تصاویر خود سخن می گویند یاد شهید بهشتی بخیر که می فرمود ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388 23:46 توسط عرشيان |
تحلیل بر انتخابات «انتخابات از منظر دیگر» (از وبلاگ کاکتوس) رقابت با توتم فروید می گوید: «انسان به صورت گله هایی به سرپرستی پدر زندگی می کردند و این که پدر مانع از این بود که پسران بر زنان گله که همگی به او تعلق داشت نزدیک شوند . این بود که پسران را خود راند. پسران همه دست به دست هم دادند و پدر را کشتند و و زنان او را تصاحب کردند و بر سر تقسیم به نزاع برخاستند و سرانجام پشیمان از کرده خود حیوانی را به جای پدر پذیرفتند و با اطاعت کامل اغراق آمیز از او خواستند عمل پدرکشی خود را جبران کنند . لذا ممنوعیت های شاقی را به نام (تابو) بر خود تحمیل کردند». صرف نظر از تحلیل های مختلفی که بر ایده ی توتم و تابو وارد است ولی شکی وجود ندارد که کودکان والدین هم جنس خود را رقیب می دانند گویی پسران با الگو قرار دادن رفتار پدر سعی به نزدیکی بیش تر به مادر دارند و دختران نیز به همین نحو با مادر رقابت می کنند. هر یک از ما این تجربه را داریم که تا حدودی مطیع و فرمانبردار والدین بوده ایم و در مرحله ای از نوجوانی و جوانی پس از طی یک مرحله انتقادی تا حد اعتراض و شورش پیش رفتیم . بدین معنا که امروز وقتش رسیده که به والدین خود بگویم که من نیز هستم! و آن ها واقعیت بودن من را درک کنند.(تکامل عقده ادیب) و درست برای اولین باری که در مقابل پدرم ایستادم ، پدرم متوجه شد که فرزندش بزرگ شده است و من نیز احساس غروری همراه با کمی گناه (guilt) پیدا کردم!(شکل گیری تابو) بنابراین یک پدر خوب پدری است که بداند چه وقت و چه زمان از عبارت تو هنوز بچه ای استفاده نکند! بالاخره روزی خواهد رسید که برای اثبات این حضور و بودن فرزندش شورش بنماید. همه غیر از احمدی نژاد!؟ سوالی برایم مطرح شد که چرا تعدادی از سران دو جناح اصلی کشور به نحوی در برابر احمدی نژاد هماهنگ و همسو شده اند؟ هاشمی ، خاتمی و به نحوی سکوت معنادار ناطق نوری از یک طرف وطرح دولت ائتلافی از طرف اصول گرایان و نجات ملی از طرف اصلاح طلبان شرایط را به شدت بحرانی نمایش می دهد . و سرجمع نتیجه هر دو پیشنهاد یکی بود و آن هم همه به غیر از احمدی نژاد؟! موضع گیری حضرات چه قبل از ریاست جمهوری احمدی نژاد و چه بعد از ریاست جمهوری بر آن داشت که پاسخ حقیقی خود را در ضمیر ناخودآگاه جست جو نمایم. (محققی که در صدد کشف علل رفتار هاست ، اگر به آگاهی افراد تکیه کند دچار سردرگمی می شود زیرا علل شناسایی ها و رفتار ها در آگاهی افراد وجود ندارد ...آن چه شناسایی ، تفکر و رفتار را رقم می زند برنامه موجود در حوزه ناخودآگاه مغز می باشد)شناخت شناخت ها-کاوه احمدی نتیجه: شناخت ها و شناسایی ها می تواند معطوف به میل و تمایلات فرد باشد ، یعنی فرد ابتدا تمایل پیدا می کند ، سپس برای تمایل خود استدلال می نماید تا به تمایل خود شکل منطقی بدهد (چون غرض آمد هنر پوشیده شد) + نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388 17:53 توسط عرشيان |
اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويتِ رشتههاي چادرت، دست نياز ميآويزد و معرفت، به غبار آستان خانهات بوسه ميزند. برهوتِ اين دنياي خاکي، شايستگي ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو در آيينه زخمها و داغها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانهات با پهلويي شکسته، خانه گِلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي و ره به سوي افلاک گشودي... + نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 14:4 توسط عرشيان |
مدینه در انتظار وقوع فاجعه ای سترگ بود و پیامبر در انتظار تحقق وعده ای الهی.او اینک در آستانه مرگ ایستاده است، کسان و بستگانس همه گرداگرد او، ملتهب و در تاب و تب.دخت یگانه اش اما از همه بی تابتر.افول ستاره های اشک بر آسمان گونه زهرا(س) تنها صحنه دلخراشی بود که بیش از هر چیزجان پیامبر(ص) را می آزرد.براستی چه سخت وغم انگیزاست که کسی پاره ای از وجودش را، میوه دلش را، غرق در طوفان اشک و اه ببیند و طاقت بیاورد.او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.پس باید چیزی بگوید تا خود و دختر را از این رنج جانگزا برهاند. سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد. + نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388 17:7 توسط عرشيان |
|
| ||||||