|
در آستانه میلاد مسعود پیامبر مکرم اسلام و امام جعفر صادق شیخ الائمه برای حضرت صاحب از زبان امام صادق در فراق ایشان ندبه میکنیم هل یتصل یومنا منک بعده فنحظی آیا امروز به آن فردایی متصل میشود که تو باشی و ما(از وجود تو) کامیاب شویم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 16:29 توسط عرشيان |
فرار رسيدن هفدهم ربيع الاول سالروز خجسته ميلاد نبي مكرم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) و امام جعفر صادق (ع) شمشمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت رو به همه ي مسلمانان جهان تبريك مي گويم . + نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 9:47 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 8:44 توسط عرشيان |
منتظرم بنده نوازی کنی عشق تو آتش زده بر تارو پود هستی من نیست شده گشته دود ملتمسم حق خدای ودود پای بنه بر سر کل وجود کم نشود عشق من از سوی تو سرخوشم از سرخوشی روی تو هست من از هست تو هستی گرفت جان وجودم ز تو مستی گرفت + نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 20:50 توسط عرشيان |
یاکریم به بزرگیت قسمت می دهم مرابه خود وا مگذار الهی هر چه می اندیشم می بینم که چگونه خدایی به عظمت تو ما بندگان حقیر را تحمل می کند اما باز می بینم چون تو خدایی و من بنده و بنده را هیچ حرجی نیست .
نمی فهمم درک نمی کنم چرا اینقدر ایمانم ضعیف است ما بنده ها هر موقع که مشکلی داریم به تو روی می آوریم اما وقتی خوش می گذره غافل . قطعاٌ که تنبیه نمی شویم ولی خیلی خدا وکیلی پررو هستیم خودمو می گم بااین سن خجالت نمی کشم گریه می کنم برای مشکلاتم در صورتی که هر مشکلی بوسه ای بر گونه بنده خدا می باشد که با این بوسه پاک و مبرا می شود و صیقل و جلا داده می شود البته اینها همه شعار است که می نویسم در عمل بسیار کند هستم یا لطیف ! به داده هایت شکر و به نداده هایت نیز شکر زیرا که ما خیلی غافلیم صلاح مملکت خویش را نمی دانیم دربست مخلصتیم خدایا تو را به ذره ذره های اتم و مولکول های ریز هستی قسمت می دهم مرا به خود وامگذار هر چند اگر چنین بود فاتحه ما خوانده شده بود . ادامه مطلب رو بخونید + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 16:19 توسط عرشيان |
آجرک الله یا صاحب الزمان .( ارواحنا له الفدا) + نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387 12:33 توسط عرشيان |
;یارب به لطفِ خویش گناهانِ ما بپوش ;روزی که رازها فِتَد از پرده بر ملا ;همواره از تو لطف و خداوندی آمدست ;وز ما چنان که در خورِ ما فعل ناسزا ;یارب قبول کن به بزرگی و فضل خویش ;کان را که رد کنی نبود هیچ مُلْتَجا ;ما بندگانِ حاجتمندیم و تو کریم ;حاجت همیشه پیش کریمان بود روا ;کردی تو آن چه شرط خداوندی تو بود ;ما در خورِ تو هیچ نکردیم ربّنا ;سهل است اگر به چشم عنایت نظر کنی ;اصلاح قلب را چه محل پیش کیمیا؟ ;اولیتر آن که هم تو بگیری به لطفِ خویش ;دستی، و گر نه هیچ نیاید ز دستِ ما ;کاری به منتها نرسانیده در طلب ;بردیم روزگار گرامی به منتها ;فی الجمله دستهای تهی بر تو داشتیم ;خود دست جز تهی نتوان داشت بر خدا الهی! ریاضتِ همه عمر نمیفروشم و نماز همه شب عرضه نمیکنم و روزهی همه عمر نمیگویم و ختمهای قرآن نمیشمارم و اوقات و مناجات و قربت باز نمیگویم و تو میدانی که به هیچ باز نمینگرم و این که به زبان شرح میدهم، نه از تفاخر و اعتماد است بلکه شرح میدهم که از هر چه کردهام، ننگ میدارم و این خلعتم تو دادهای که خود را چنین میبینم. آن همه هیچ است. همان انگار که نیست. پیرمردیام هفتاد ساله که موی در گبری سفید کرده، از بیابان اکنون بر میآیم و خدا خدا میگویم. اللّه اللّه گفتن اکنون میآموزم. قدم در دایرهی اسلام اکنون میزنم. زبان به شهادت اکنون میگردانم. الهی! کارِ تو به علت نیست و قبولِ تو به طاعت نه و ردِّ تو به معصیت نه. من هر چه کردم هبا (هیچ) انگاشتم، تو نیز هر چه دیدی از من که پسندِ حضرتِ تو نبود خطِّ عفو بر وی کِش و گردِ معصیت را از من فرو شوی که من گردِ پندارِ طاعت فرو شستم. + نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387 12:13 توسط عرشيان |
طال الانتظار + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 16:45 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 16:35 توسط عرشيان |
خدایا تو را به مهربانیت و بزرگی و بخشندگیت می ستاییم و از این که چگونه ما بنده های بی مقدار را تحمل می کنی و باز چشم می پوشی از خطایای ما بسیار شرمساریم عجیبه اینکه آفریدگار هستی اینگونه با گذشت و رحیم است که می بخشد به همه بد و خوب و . . . یا رب دلتنگم کمکم کن به من بندگی را آموز و توکل را ببخش تا هرگز احساس یأس ننمایم اگر چه از رگ گردنم هم تورا نزدیکتر می بینم اما ایمان ضعیفم لمس ناچیزی دارد . پروردگارا دنیای به این بزرگی و انسان های به این سستی ! در حیرتم که چگونه صبری داری که ما را تحمل می کنی و باز به ما نظر می کنی . این از غیر خودت انتظار نمی رود و فقط خاص وجود بی انتهای خودت هست که این چنین با عظمت و پر شکوه است . الهی و ربی من لی غیرک . الهی لا تکلنی الی نفسی . الهی و ربی من لی غیرک . دوستت دارم . می پرستمت . عشق می ورزم . می ستایمت . عاشقانه دل می بندم . + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 15:21 توسط عرشيان |
هر نفسی که میکشیم یک قدم به مرگ نزدیکتر میشویم.(امام علی علیه السلام) یک سال دیگه هم گذشت و هیچ فرقی با سال قبلش نداشت. نمیدونم اگه بدتر از قبل نباشه بهتر نبوده.بعضی وقتها فکر میکنیم که یکسال بزرگتر از پارسال شدیم.اما حقیقت چیز دیگه ایه.ما یه قدم دیگه به آخر مسیر نزدیک شدیم. مسیری که اونقد زیبایی و چشم انداز داره که بتونه هر رونده ای رو مشغول به خودش کنه. گاهی اونقده مشغول کناره های جاده زندگی میشیم که یادمون میره چی کار می کردیم و واسه چی و کی...؟ اصلا بعضی وقتها یه راه دیگه پیش می گیریم و می ریم ومی ریم تا حسابی از جاده ی اصلی دور میشیم و وقتی می فهمیم که حسابی دیر شده و برای برگشتن اصلا فرصت نمونده. خداکنه اگه از راه دور افتادیم به اندازه ی یه بازگشت سریع فرصت برامون بمونه. ![]() + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 17:1 توسط عرشيان |
حضرت آيتالله ناصر مکارم شيرازي از مراجع تقليد در پاسخ به استفتائي درباره برگزاري مراسم نهم ربيع الاول چنين آورده است: تولي و تبري راههاي صحيحي دارد و راههاي خلاف را نبايد رفت. + نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 10:0 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 15:9 توسط عرشيان |
رسول اکرم (ص) هر کس بشارت ماه ربیع الاول رابه من بدهدمن بشارت بهشت را به او میدهم حلول ماه ربیع الاول و ایام عیدالزهرا(س)ومیلاد نبی خاتم را به تمامی سرمستان باده عشق محمدی و اهل البیت تبریک عرض مینمایم + نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387 12:15 توسط عرشيان |
اي آن که چشمانم به آرزوي رويش به اين جهان چشم گشود، اي آن که جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود، اي آن که او هر چه از دل آفريد از براي تو بود، و اي آن که کاشت دل بر سينه ي انسان با مهر نام تو بود،فاصله ي بسيار ميان من تا خودت را چون فاصله ي خود تا ايني چون من بشکن و هبوط رحمت اللهي در خودت را با قدم هايي که به سوي کعبه بر مي داري و به وسعت بانگ "انا المهدي" بر ما نازل کن. بيا که خزانِ سخت، در انتظار بهار لطيف توست. + نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387 11:10 توسط عرشيان |
1- سه ویژگى برجسته مومن 2- پـاداش نیكـى پنهانـى و سزاى افشـا كننـده بــدى 3- نظافت 4- دوست ودشمن هر كس + نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 11:7 توسط عرشيان |
چه غريب ماندي اي دل , نه غمي نه غمگساري نه به انتظار ياري , نه ز يار انتظاري غم اگربه کوه گويم , بگريزد و بريزد که دگر بدين گراني , نتوان کشيد باري دل من چه حيف بودي که چنين ز کار ماندي چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاري نرسيد آن که ماهي به تو پرتوي رساند دل آبگينه بشکن که نماند جز غباري + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 16:15 توسط عرشيان |
ادامه مطلب + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 15:41 توسط عرشيان |
السلام عليك يا حبيب الله السلام عليك يا خيرة خلق الله السلام عليك يا صفوة الله السلام عليك يا سيد المرسلين وخاتم النبيين السلام عليك يا قائد الغر المحجلين السلام عليك و على أهل بيتك الطيبين الطاهرين بخشی از فرمايشات گهر بار آن حضرت به نام سيره نبوی تقديم می گردد . بديهی است عمل به آن ضامن سعادت انسان بوده ، خير دنيا و آخرت را به همراه می آورد. ادامه مطلب + نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387 14:58 توسط عرشيان |
وفات پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ع) و همچنین امام حسن مجتبی(ع) را بر ساحت مقدس حضرت بقیة الله (عج ارواحنا فداه)و همچنین همه مسلمین و همه شیعیان و ارادتمندان ائمه معصوم تسلیت عرض می کنم . و امیدوارم در این سال که با نام مبارک پیامبر اعظم(ص) به اتمام ميرسد هر چه بیشتر تسلیم سخن حق و اسلام ناب محمّدی باشیم .این پست برگزیده ای از کتاب ارزشمند «المراقبات» از عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی که به کوشش آقای صادق حسن زاده ترجمه شده است . مطالب ذیل در باب ماه صفر و مراقبه در ایام ارتحال پیامبر اعظم (ص) و امام حسن (ع) می باشد . ********************************** بنابر آنچه معروف گشته ماه صفر را "نحوستی" است بخصوص روز چهارشنبه آخرین آن ماه را که به نحوست بیشتر معروف شده است و در این باب روایت مخصوصی از ائمه دین(ع) نرسیده جز اینکه ممکن است این نحس دانستن ماه صفر و آن روز ، از این جهت باشد که وفات رسول خدا(ص) در آن روز واقع گشته است و از آن حضرت روات شده است که فرماید : «هر کس مرا به خروج صفر مژده دهد او را مژده بهشت می دهم .» و از اين جهت هر کس مرا به خروج صفر مژده دهد او را مژده بهشت می دهم .» و از این جهت عقول مردم حکم به نحوست آن ماه نموده است . + نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 8:47 توسط عرشيان |
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. + نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387 17:20 توسط عرشيان |
آهنگری بود که با وجود رنجهای متعدد و بیماریاش عمیقاً به خدا عشق میورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه میتوانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب میکند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی میخواهم وسیلهای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار میدهم. سپس آن را روی سندان میگذارم و میکوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، میدانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار میگذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کورههای رنج قرار ده، اما کنار نگذار. به دعای مرد آهنگر دقت کردید؟ چه دعای قشنگی. به نظر شما اینطور نیست؟ فکر نمیکنم کسی که طعم با خدا بودن رو چشیده باشه دلش بخواد خدا اون رو کنار بذاره. ترجیح بده توی اون کوره قرار بگیره سختیها رو تحمل کنه. ادامه مطلب رو حتما بخونید + نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 0:44 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387 17:33 توسط عرشيان |
|
| ||||||