سلامي گرم در اين سرماي سرد
تصاوير و اخبار لنگ كفش رو همه شنيديد درسته ؟!
اين عكساش و اين هم تصاويرش
استيل تدافعي رو داشته باشين ... ايول داره
نخندين ، ناراحت ميشه
خاك برسر چه جا خالي ايي هم ميده
اين رو هم شنيدين كه كفشهاي مذكور 250000 دلار قيمت گذاري شده ?
اين اتفاق مهم عواقب و حواشي و عوارض بسياري در پي خواهد داشت كه بنده به تعدادي از آنها اشاره ميكنم و همچنين پيشنهادهايي هم در اينباره دارم :
گراني كفش :
ازاين به بعد كفشهاي پاره و اسقاطي خود را دور نريزيد زيرا روزي بكار آيد و با توجه به اتفاق رخداده و شروع انتفاضه هاي كفشي و تظاهرات كفش به زودي شاهد صادرات كفش به كشورهاي ستمديده خواهيم بود ...
پس كفشهايي رو كه حتي بازيافت هم از شما نگرفته و مدتهاست كه در فكر خلاص شدن از آنها هستيد را در زير بالش خود پنهان نماييد .
گراني فرش :
از آنجا كه فرش باعث جدايي كفش است يعني « با كفش وارد فرش نشويد » بوش و دوستان تصميم گرفتند در تمام مراسم و سخنرانيها فرش انداخته و حضار مجبور به درآوردن كفشهايشان شوند بنابراين ما هم به عنوان يكي از قطبهاي توليد فرش ميتوانيم از اين قضيه سود استفاده را ببريم . ( البته در صورت فراگير شدن اين موضوع ميتوانيم به صنعت جورابسازي هم اميد رشد شديد اقتصادي بدهيم چون در صورت نداشتن كفش اين جورابهاي گوله شده و خوشبو معترضين است كه به سرو صورت مستكبرين خواهد خورد . )
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 9:13 توسط عرشيان
|
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
ان لكل شیءٍ قفلاً و قفل الایمان الرفق
هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا كردن و نرمی است
(جهاد النفس، ح271)
اینم یه حکایتی دیگه
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند.هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 9:45 توسط عرشيان
|

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
در باب عید غدیرآمده است:
روز عید غدیر عید الله الاکبر و عید آل محمّد(ص) است و در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که از آنجناب پرسیده شد آیا مسلمانان را غیر از جمعه و فطر و قربان عیدی هست؟
فرمودند:آری. عیدی هست که حرمتش از همۀ اعیاد بیشتر است.
راوی گفت: کدام عید است؟
حضرت فرمودند: روزی است که پیامبر(ص) امیر المومنین علی(ع) را به جانشینی خود نصب فرمود و اعلام کرد: هر که من مولا و آقای اویم، پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست و آن روز هیجدهم ذی الحجه است.
راوی گفت: در آن روز چه کار باید انجام داد:
فرمود: باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد(ص) را یاد کنید و بر ایشان صلوات فرستید. رسول خدا(ص)، علی(ع) را وصیّت کرد که این روز را عید گرداند و هر پیامبری به جانشین خویش وصیّت می کرد این روز را عید گرداند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 9:18 توسط عرشيان
|
ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی نََفسِهِ
هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد
(جهادالنفس، ح585)
" ای دوستان "
به جمان فانی از جمال باقی مگذرید و به خاکدان ترابی دل مبندید .
" ای پسر انصاف "
کدام عاشق که جز در وطن معشوق محل گیرد
و کدام طالب که بی مطلوب راحت جوید
عاشق صادق را حیات در وصال است و موت در فراق .
صدرشان از صبر خالی و قلوبشان از اصطبار مقدس .
از صد هزار جان در گذرند و به کوی جانان شتابند .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 8:55 توسط عرشيان
|

یكى از استادان رشته ى فلسفه ، در یكى از دانشگا هها وارد كلاس درس مى شود و به دانشجویان می گوید می خواهد از آنها امتحان بگیرد ، بعدش صندلى اش را بلند می كند و می گذارد روى میزش ، و می رود پاى تخته سیاه ، و روى تابلو ، چنین مى نویسد :
ثابت كنید كه اصلا این " صندلى " وجود ندارد !
دانشجویان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار می آورند و هر چه فرضیه ها و فرمول هاى فلسفى و ریاضى را زیر و بالا می كنند ، نمى توانند از این امتحان سر بلند بیرون آیند . تنها یك دانشجو ، با دو كلمه ، پاسخ استاد را می دهد . او روى ورقه اش می نویسد : كدام صندلى ؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 8:5 توسط عرشيان
|
|

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود. |
|
صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 8:8 توسط عرشيان
|

بمو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 8:19 توسط عرشيان
|
مَن اَصلَحَ فیما بَینَهُ وَ بَینَ اللهِ اَصلَحَ اللهُ ما بَینَهُ و بَینَ النَّاسِ
کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند.
(جهاد النفس ح 355)
تشنگي
گفتم با من حرف بزن؛ آرام گفتي:«شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند و گرنه دعا مي كردند و فرج مي رسيد.»
ماء معين من،شيعيانت هنوز آنگونه كه بايد تشنه تو نشده اند، تا برايت فرجت از دل دعا كنند. شيعيانت تشنه دنيايند و دنيا را حتي بدون تو دوست مي دارند.
ماء معين من؛ شيعيانت هنوز لذت گمنامي در كوي تو را نچشيده اند و به دنبال نام و ننگ هاي اعتباري مي دوند. شيعيانت فرياد سكوتت را نمي شنوند و تو را براي خويش فرياد مي زنند. شيعيانت حاضر نيستند در مسير تو رنج بكشند. حاضر نيستند رنج تشنگي را تحمل كنند. شيعيانت خود را از لذتهاي زودگذر سير مي كنند و به محض تشنگي رنگ لذت را تغيير مي دهند. شيعيانت در تاريكي براي خود مأمن ساخته اند و خبر از حمله گرگهاي شب ندارند.
شيعيانت از نور خورشيد فرار مي كنند، چرا كه نور آنها را تشنْ تو مي كند و اين تشنگي گران است.
اين تشنگي گران است، چرا كه براي سيراب شدن از چشمه بي منتهاي وصال، بايد رنج انتظار يار را تحمل كرد. چرا كه بايد با وجود تشنگي طعم هيچ حرام آرامشبخشي را نچشيد. چرا كه بايد چشم ژوشيد از همه ستاره هاي فريبنده و همه ماههاي رسواكننده.
اين تشنگي جهاد اكبر(مبارزه با نفس) را مي طلبد و مردهاي راه اندكند.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 12:27 توسط عرشيان
|
شهادت امام باقر عليه السلام رو به همه تسليت مي گم .
چه خوبه كه ما براي شناخت اسلام سعي كنيم زندگي ائمه رو الگو قرار بديم
و اگر سايرين اشتباهي مي كنن اون رو به پاي اسلام نگذاريم
و از منابع واقعي و اصلي كه پيامبر ، قرآن و رفتار ائمه هستن اسلام رو بشناسيم
التماس دعا
امام باقر علیه السلام و آخوند درباری
زرارة بن اعین گوید: ابو جعفر امام باقر (ع) در تشییع جنازهاى از قریش حاضر شدند، من نیز در خدمتش بودم، عطاء بن ابى رباح نیز از جمله حاضران بود، زنى در پشت جنازه ضجه مىكشید و ناله مىكرد، عطاء به آن زن گفت: ساكت شو و صدایت بلند نشود وگرنه من بر مىگردم، زن ساكت نشده، عطا برگشت. من به امام باقر (ع) گفتم: عطاء برگشت.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 8:20 توسط عرشيان
|
مکاشفه در آیینه
مستی نه از پیاله نه از خـم شروع شـد
از جاده سـه شنبه شب قم شروع شد
آییـنـه خیره شـد بـه مـن و مـن به آینــه
آنقدر «خیره» شد که تبسم شروع شد
خورشیـد ذرهبیـن به تماشای مـن گرفت
آنـگـاه آتـش از دل هیــزم شــروع شــد
وقتی نسیم آه من از شیشهها گذشت
بـیتـابــی مـزارع گـنـدم شــروع شــد
مـوج عـذاب یـا شـب گــرداب ؟ هیـچیـک
دریـا دلـش گرفـت و تلاطم شروع شــد
از فال دست خـود چه بـگویـم کـه مـاجـرا
از ربــنـــای رکــعــت دوم شــروع شــد
در سجـده توبـه کـردم و پایـان گـرفت کـار
تـا گفتم السلام علیکم ... شروع شد
فاضل نظری

سوال:
آیا برای رفتن به زیارت خانۀ خدا یا ائمه ما باید اراده کنیم یا باید خدا و ائمه ما را بطلبند؟
پاسخ:
در پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بدانیم که بر اساس عقیدۀ شیعه، انسان ها در رفتار و کردار خود مجبور نبوده و خداوند، بعد از نشان دادن راه درست، این قدرت را به تمام انسان ها هدیه نموده که آنان بتوانند با اختیار و اراده، آیندۀ خود را رقم بزنند[1]، و هر چند بشر نمیتواند، بدون اجازۀ خداوند دست به کوچکترین کاری بزند[2]، اما ارادۀ الاهی بر این تعلق گرفته که او را در انتخاب خیر و شر مخیر نموده و پاداش و مجازات اخروی، نیز بر همین پایه و اساس در نظر گرفته میشود.
به همین دلیل، نمیتوانیم حج و نیز سایر سفرهای زیارتی را موضوعی کاملا خارج از ارادۀ انسان ها و تنها منوط به طلبیدهشدن بدانیم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 11:2 توسط عرشيان
|
تکلیف مسلمانی در کربلا و 6پیشنهاد برای غزه
برگرفته از وبلاگ حامدطالبي خبرنگار مسلمان
كربلا فقط یک شهر و یک نام نیست؛ هرجا که اهل حق در محاصره ناجوانمردانه یزیدیان زمانه باشند، آنجا کربلاست؛ کسانی هم که محاصره شدگان را می بینند اما فریادی بر نمی آورند را کوفی نام می نهند در مکتب ما.
خوب می دانم و می دانید که بیان جملات احساسی و قلم فرسایی دردی دوا نمی کند؛ اکنون هم مقصود این نیست که به واسطه بر هم نخوردن ژست اسلامی مان همدردی ای با محاصره شدگان غزه کرده باشیم و خلاص؛ نه، مقصود این است که در غفلت نمانم و نمانیم...
اگر جایگاه مسلمانی خود و واقعه ای که در حال روی دادن است را خوب بشناسیم، تا غزه در محاصره است، در این مکتب، دیگر آسایش حرام می شود بر ما...
نباید اجازه دهیم روزمرگی و تکرار جنایت، ما را از انجام وظیفه باز دارد؛ در مقابل جنایت یزیدیان، در هر زمان و برای هزارمین بار هم که باشد، سکوت، معنایی جز خیانت ندارد و سکوت کنندگان را نامی جز "کوفی" نمی توان نهاد...

و در این میان وای به حال کسانی که علاوه بر "سکوت"، "سازش" هم کرده اند ...
محاصره "غزه" توسط رژیم صهیونیستی، تعطيلى نيروگاه هاى برق، نبود دارو، قطع سوخت و آلودگي آب هاى آشاميدنى، "غزه" را امروز به "کربلا" تبدیل کرده و وای به حال آن حکام عرب که با یزیدیان صهیونیست سر سازش داشته و راه را برای جنایت هموار کرده اند ...
اما محکوم کردن "سکوت کنندگان" و "سازشکاران" و صد البته محکوم کردن "جنایتکاران"، آیا به تنهایی دردی دوا می کند از ما و فلسطینی ها؟ ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 8:32 توسط عرشيان
|
آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید!
آفتاب
برای من می تابد
باران
برای من است که می گرید
و نسیم
اگر برای آرامش من نمی وزید
حتما طوفان می شد
در فضایی که بذرها را
با باد برده اند
در هوایی که قلب ها
طپش سنگ ها را هم از یاد برده اند !
آنجا همه دارند اشک می ریزند ، توی سر و صورت خود می زنند ، هر روز کودکی را که در تاریکی و قحطی نور ، از گرسنگی و نبود دارو و محاصره ، جان داده است تشییع می کنند ، فریاد می کشند ، کمک می طلبند : یا للمسلمین ! نه حتی مسلمین ، بلکه :ای انسانها که راحت در خانه های خود نشسته اید ، با بچه های خود پارک می روید ، پیتزا و پپرونی می خورید ، فیلم می بینید ، کنسرت می روید ، می خندید ، ما ماههاست که در اینجا برق را بر رویمان قطع کرده اند ، گذرگاه رفح را بسته اند ، هیچ دارویی نداریم ، هر روز چندین زن و کودک و پیر و جوانمان را از گرسنگی و بیماری و آوار خانه هایی که اسرائیلیها خرابترش کرده اند می میرند و شما ... نمی گوییم .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 7:43 توسط عرشيان
|
سازندهترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.
پرمعنيترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
عميقترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
بيرحمترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.
خودخواهانهترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.
بازدارندهترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.
با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.
پوچترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.
سازندهترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.
روشنترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.
ضعيفترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.
تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.
محكمترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.
سميترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.
لطيفترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.
ضروريترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.
سالمترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.
اصليترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.
دوستانهترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.
زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.
زشتترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.
ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟
موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.
آرامترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.
عاقلانهترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.
دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سختترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.
مخربترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُلهاي پشت سرت باش.
تاريكترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.
كشندهترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.
صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.
قشنگترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...
رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.
تنهاترين كلمه "گوشهگيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387 12:36 توسط عرشيان
|
شهادت جانسوز جواد الائمه
حضرت امام محمد تقى(ع)
را به عموم حقيقت خواهان و عاشقان اهل بيت تسليت مى گويم.
شناخت مختصرى از زندگانى امام جواد (ع)
امام نهم كه نامش «محمد» و كنيهاش «ابو جعفر» و لقب او «تقى» و «جواد» است، در
ماه رمضان سال 195 ه'. ق در شهر «مدينه» ديده به جهان گشود.(1)
مادر او «سبيكه» كه از خاندان «ماريه قبطيه» همسر پيامبر اسلام به شمار
مىرود(2)، از نظر فضائل اخلاقى در درجه والايى قرار داشت و برترين زنان زمان خود
بود(3)، به طورى كه امام رضا - عليه السلام از او به عنوان بانويى منزه و پاكدامن و
با فضيلت ياد مىكرد(4).
روزى كه پدر بزرگوار امام جواد - عليه السلام - در گذشت، او حدود هشت سال داشت و
در سن بيست و پنج سالگى به شهادت رسيد(5) و در قبرستان قريش در بغداد در كنار قبر
جدّش، موسى بن جعفر - عليه السلام - به خاك سپرده شد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387 8:29 توسط عرشيان
|
ما هنوز شهادتي بي درد ميطلبيم، غافل از اينکه شهادت را جز به اهل درد نميدهند.
آنانکه يک عمر مردهاند يک لحظه هم شهيد نخواهند شد.
اصلا مگر مردهگان هم شهيد ميشوند که ما شهيد بشويم!؟
شهادت تنها براي زندههاست
شهادت را نه در جنگ بلکه در مبارزه ميدهند
آنچه ما در اوج دانستنمان ميدانيم، شهيد در حضيض لذتش ميبيند.
خلاصه من یه چیز دیگه هم بگم
" ای پسر خاک "
براستی می گویم غافلترین عباد کسی است
که در قول مجادله نماید و بر برادر خود تفوّق جوید .
بگو ای برادران به اعمال خود را بیارایید نه به اقوال .
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 8:30 توسط عرشيان
|
سفارش حضرت دربارۀ عمۀ مكرمه اش زينب(س)
از آقاي نجاتي كه از متدينين و محترمين مشهد مقدس مي باشند شنيدم كه در يكي از روستاهاي اطراف قوچان به نام «چكنه» سيدي زندگي مي كند كه داراي وضعيت زندگاني بسيار ساده و معمولي است و از طريق چوپاني گوسفندان ديگران امرار معاش مي نمايد. در عين حال علاقۀ زيادي به اهل بيت(ع) داشته و در عين فقر و تنگدستي، آرزويش اين بوده كه خداوند وسيلۀ مسافرتش را به مكۀ معظمه و مدينۀ منوره فراهم نمايد.
حدود دو سال قبل از اين، يك روز عده اي از اهالي روستا متوجه مي شوند كه يكي از متدينين تهران به روستاي آنها وارد شده و سراغ همين سيد را مي گيرند، به او مي گويند كه با تعدادي گوسفند از روستا خارج شده است.ايشان تا عصر صبر مي كنند تا سيد به روستا باز مي گردد، وقتي او را مي بيند، مي گويد: شناسنامه ات را به من بده كه من مأمور هستم امسال تو را همراه خودم به مكه و مدينه ببرم. سيد تعجب كرده سؤال مي كند كه جريان چيست؟ ايشان در جواب مي گويد: پريشب در رؤيا خدمت پيامبر اكرم(ص) رسيدم. حضرت به من فرمودند: امسال كه مكه مشرف مي شوي اگر مي خواهي حج تو مورد قبول درگاه خداوند متعال واقع شود برو در فلان جا، فلان فرزند مرا هم كه آرزوي زيارت خانۀ خدا و مدينه را دارد با خودت به اين سفر ببر، حالا من هم طبق نشانه هايي كه پيامبر اكرم(ص) در عالم رؤيا به من داده اند آمده ام كه اينكار را انجام دهم.
فردي كه مأمور بردن اين سيد به سفر حج بوده است مي گويد: اين سيد تا صحراي عرفات در كاروان و با ما بود. در صحراي عرفات متوجه شديم كه ايشان در كاروان ما نيست، هر چه دنبالش گشتيم او را پيدا نكرديم، در مشعر الحرام و مني هم او را نديديم.
پس از اعمال وقتي به مكه برگشتيم ديديم ايشان هم برگشته و مجددا در كاروان به سر مي برد.
از ايشان پرسيديم كجا رفته بودي و چه مي كردي؟ جواب داده بود روز عرفه در صحراي عرفات ديدم آقاي بزرگواري به من نزديك شدند و فرمودند: بيا اعمالت را با من انجام بده و من هم بي اختيار همراه اين آقا رفتم. در صحراي عرفات، مشعر الحرام و مني همراه آقا بودم و به كمك حضرت اعمالم را انجام مي دادم.
به او گفتيم ريز جريانات و وقايع را برايمان تعريف كن. در جواب گفته بود: جريانات زياد بوده است ولي آنچه كه من مجاز هستم براي شما بگويم، اين نكته است كه من چون در محضر امام زمان(ع) علاقمندي زياد خودم را به اهل بيت (ع) نشان مي دادم حضرت ه من فرمودند:
به مردم بگوئيد براي عمه ام زينب(س) كه بسيار مظلومانه است زياد روضه بخوانند و گريه كنند.(1)
پي نوشت:
1-ديدار با امام زمان(عج) در مكه و مدينه، ص136
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387 8:37 توسط عرشيان
|
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن) هر روز چند دقيقه وقت مي گذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد... التماس دعا
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387 8:40 توسط عرشيان
|