|
نوزدهمين سحرگاه ماه رمضان سال چهلم هجري، مسجد كوفه ناباورانه در سكوتي حزين ظلماني ترين شب و تلخ ترين حادثه را تجربه مي كرد. آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، پاره اي از ابرهاي تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. + نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 13:22 توسط عرشيان |
خداوندا در اين شب هاي قدر، منزلتي بما عطا كن تا توفيق استجابت دعا امید که در چنین شبي بزرگ از این فيض و نعمات بی بهره نمانیم. شب وصل است و طی شد نامه هجر + نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 13:16 توسط عرشيان |
سالروز شهادت مولي علي(ع) را به همه شيعيان راستين آن حضرت تسليت ميگويم و اميدوارم با پيروي از روش و کردار علي بتوانيم شيعه راستين آن حضرت باشيم و مورد شفاعت آن حضرت قرار بگيريم + نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 14:52 توسط عرشيان |
پیغمبر و زهرا و علی را پسر آمد در ماه خدا ماه خدا جلوه گر آمد ![]() امامان علیهم السلام همیشه در اخلاق و رفتار در بین مردم بهترین بودند ایشان در همه موارد نمونه و الگو بودند و در بسیاری از موارد با اخلاق و رفتار خوبشان باعث هدایت مردم میشدند. امام حسن علیه السلام نیز از این موضوع مستثنی نبودند در این مقاله به ذكر برخی از رفتارهای ایشان میپردازیم تا برایمان چراغی در راه سرشار از سنگلاخ باشد .
ادامه مطلب + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 11:44 توسط عرشيان |
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم . + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 11:27 توسط عرشيان |
ماهي کوچکي در اقيانوس به ماهي بزرگ ديگري گفت: ببخشيد آقا، شما از من بزرگ تر و با تجربه تر هستيد و احتمالاً مي توانيد به من کمک کنيد تا چيزي را که در همه جا در جست و جوي آن بوده ام و نيافته ام را پيدا کنم؛ ممکن است به من بگوييد: اقيانوس کجاست؟! ادامه مطلب + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 12:30 توسط عرشيان |
انسان پس از مرگ بلافاصله توسط اقوام و خويشاوندان ، غسل داده مي شود و تنها چيزي كه پس از مرگ از دنيا با خودش مي برد چند متر پارچه سفيد (كفن)است كه او را پس از غسل دادن به آن مي پيچند و پس از خواندن نماز ميت بدون معطلي به خاك مي سپارند + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 9:56 توسط عرشيان |
کاش دراین رمضان لایق دیدار شویم مهدی جان + نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 11:2 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 11:19 توسط عرشيان |
دوستان گرامی رمضان آمد درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد تا سفره و نان بینی.... کی جان و جهان بینی ؟ ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما بر بند سر سفره بگشای ره بالا ای یاوه هر جایی، وقتست که باز آیی + نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 11:40 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 11:16 توسط عرشيان |
و اذا سئلك عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه` الداع اذا دعان (بقره ۱۸۶) «دعا» را مغز و جانمایه عبادت توصیفكردهاند. روح نیایشگر، روح پرتلاطم و عاشقی استكه همواره نیازمند و خواهنده و طوفانی است. سكوت و سكون را هرگز بر نمیتابد.« از طلب» باز نمیایستد وتو گویی همیشه، از جداییها شكایت میكند. میخواهد و باز میخواهد. كودك را دیدهاید؟ فریادمیزند، اشك میریزد، بر در و دیوار میكوبد. مدام و مستمر با تحكم، با ناله، با التماس و با تمنا و... + نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 12:35 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 11:27 توسط عرشيان |
کاش ، در اين رمضان لايق ديدار شويم / سحري با نظر لطف تو بيدار شويم ! کاش منّت بگذاري به سرم مهدي جان ! / تا که همسفره تو لحظه افطار شويم
ماه رمضان فرصت مغتنمی است که خداوند برای بندگان در نظر گرفته تا انسانهای فراموشکاری که از پروردگار فاصله گرفتهاند به سوی او باز گردند.
ادامه مطلب + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 11:20 توسط عرشيان |
-پايههاى اسلام بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه. امام باقر عليه السلام فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1 2-فلسفه روزه انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير. امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند. من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1 3-روزه آزمون اخلاص فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلقامام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. نهج البلاغه، حكمت 252 + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 13:25 توسط عرشيان |
درك ليله القدر از درك يك عمر بالاتر و برتر است . ليله القدر خير من الف شهر كسي كه شب قدر را درك مي كند در واقع بيش از هزار ماه را درك كرده است . از مسائل و مشكلات بزرگ ما كه در اسلام و احاديث و روايات به دنيا معروف است اين است كه وقتي آدمي مشغول به زندگي مي شود براي اينكه امروز را به فردا برساندهدف از جلوي چشمانش محو مي شود و شايد يكي از دلايلي كه سفارش مي شود در شبهاي قدر سوره دخان خوانده شود همين رفع روزمرگي ها باشد . دخان به معني دود است دود وقتي جايي را فرا بگيرد تشخيص نور از ظلمت را سخت مي كند و چقدر كار درستي خواهد بود كه انسان جلوي اين دود و غبار دروني خود را بگيرد . اين وصف دنيا زدگي محسوب مي شود و مصيبت بزرگ همه انسانهاست و دقيقا مساوي با عدم درك زندگي است . ادامه مطلب + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 22:43 توسط عرشيان |
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 12:45 توسط عرشيان |
بی تو غروب جمعه ها برای غم بانی میشه دریای دل تو سینه ها دوباره طوفانی میشه می شکنه بغض آسمون تو دیده ی اقاقیا باگریه فریاد میزنه آقا بیا آقابیا....... آقا بیا بس دیگه تنهایی شقایقا آخه بگن که کی میای قاصدکای بی ریا بی تو غروب جمعه ها غصه غزلخونی داره با درد بی همنفسی باناله مهمونی داره میگن می خندن به ماها دیدیدآقاتون نیومد دیدید بازم جمعه شدو چراغ راتون نیومد..... اقا تورو به فاطمه بیا دلا تنگه همه تو کوره راه زندگی رنگ دلا رنگ غمه خودت که بهتر میدونی غروب جمعه بی صفاس دست تموم عاشقا سمت خدا روبه دعاس همش میگن خدا کنه خداکنه مهدی بیاد منتقم ال علی صاحب هم عهدی بیاد ( ترانه : جلال زنگنه ) + نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 16:2 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 9:12 توسط عرشيان |
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم! «هر مانعى = فرصتى» + نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:15 توسط عرشيان |
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی
را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا
کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط
چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از
مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری
روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز
روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و
اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر
او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته
است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به
شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! + نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 9:59 توسط عرشيان |
اشتباه فرشتگان درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود .پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و… حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند. + نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 22:9 توسط عرشيان |
از کوچکی تا به حال همه میگویند جمعه ها بوی دلتنگی دارد . جمعه ها با روزهای دیگر هفته فرق دارد . راست میگویند . جمعه ها حال و هوای دیگری دارد .هر کس که دل عاشقی دارد جمعه ها منتظر است . بعضی ها اول صبح جمعه ها ندبه میخوانند . توی دعایی که سرشار از عطر نشاط است . خیلی ها از اعماق دل آقاشان رو صدا میزنند .به چهره آنها که مینگری نمیدانیم که توی دلشان چه میگذرد . چشم خیلی بارانی است. به اواسط دعا که میرسیم در قسمتی از دعا میگوییم آقا همه را میبینیم بجز شما را بعد از دعا خیلی ها احساس خوبی دارند . انگار که آقا نظری به انان کرده است . توی چهره ها که نیگاه میگینی نورانیت خاصی را میبینی . جمعه ها روز آقاست .عده ای هم قبل از غروب دور هم جمع میشوند و دعای سمات میخوانند . خوشا بحال این همه عاشق دلباخته چه دلهای پاکی وجود دارد . انشاءالله آقا ظهور کرده و با حضور نورانی اش دلها رو چراغانی کنه . به امید طلوع آن آفتاب پنهان یا مهدی + نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 23:1 توسط عرشيان |
|
| ||||||