|
چشمهايم را ميبندم و به همه چيز خوب خوب فكر ميكنم... فكر ميكنم به هرآنچه اين همه سال گذشت، به هرآنچه اين همه سال نگذشت، به آدمهايي كه بودند و حالا نيستند... به آدمهايي كه نبودند و حالا هستند... به آرزوهايي كه واقعيت شدند... به واقعيتهايي كه آرزو شدند... به باورهايي كه پيش آمدند... به پيش آمدهايي كه باور نداشتم... به هفت سالگي كه در انتظار بيست سالگي گذشت... به بيست سالگي كه در حسرت هفت سالگي گذشت... به روزهايي كه زود شب شدند... به شبهايي كه دير صبح شدند... به دوست داشتنهايي كه هنوز هستند... به هنوزهايي كه ديگر دوست داشتني نيستند... + نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 20:37 توسط عرشيان |
امام باقرعليه السلام : « حريص بر دنيا ، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد ، بيرون آمدنش مشکل تر می شود . »
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 19:14 توسط عرشيان |
بدترين كاري كه تا به حال انجام دادهاي و واقعاً دلت ميخواهد خدا تو را ببخشد چيست؟ ماجرا را به رمز بنويس؛ طوري كه هيچكس جز خدا نفهمد تو چه نوشتهاي... + نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388 23:13 توسط عرشيان |
بارالها! گوهر بي بدليل بخشش را در نهانخانه دلم قرار ده تا من نيز اندكي، طعم شيرين آن را بچشم... خدايا! وقتي امروز دخترك گلفروش به سويم دويد و با اصرار از من خواست دستهاي گل از او بخرم، بياعتنا به نگاه خستهاش راه سخاوت و بخشندگي را بر او بستم. پروردگار مهربان و دوستداشتني من! اكنون كه در آسمان شب به دنبال ستارهاي ميگردم و آنها را نمييابم با خود فكر ميكنم مردمكهاي چشمان خسته دخترك، ستارگان پرنور من در سياهي شبي تار بودهاند. ستارههايي كه مرا به تو رهنمون ميشدند. بارالها! از تو ميخواهم تا روشنايي صبح، فرصتي عطا كني تا بتوانم ستارههاي گمشده نگاه پر دردي را بيابم تا در بارگاه تو دست خالي نمانده باشم. + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 18:29 توسط عرشيان |
پروردگار دوست داشتني من زندگي ام را با اعطاي موهبت ها و نعمات فراوان، شادي آفرين كرده است او شكست هايي برسرراهم قراد داد تا متواضع و فروتن باشم و از من آزمايش ها و امتحاناتي به عملآورده تا در برابر چالش ها و مشكلات زندگي ثابت قدم و استوار باشم پس من با ذهنيتي باز، اشتياقي فراوان، پايداري و عزمي راسخ بار ديگر اين امتحانات را خواهم گذرانيد... + نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 21:25 توسط عرشيان |
تو بايد بهترين باشي و به همهي داشتههايت و موفقيتهايت، حتي اندك، فكر كني... بهترين، زيباترين و راحتترين زندگي را داشته باش، درست مثل سنجاقك كه يك روز بيشتر عمر نميكند. نه به فكر فردا و نه ديروزت باش. تو همين امروز بايد خليفهي خداوند روي زمين باشي و اين نقش را براي هميشه بازي كني. + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 18:24 توسط عرشيان |
اى منتهاى خواهش دلها! اي ضامن سعادت و سربلندي ما! مقدمت گلباران! از سمت بهشت جاودان ميآيد و از سوي عمق كهكشان. از ژرفاي آبيِ عطوفت ميآيد و از كانون نوراني عصمت! از محراب عرفاني مشرق، آكنده از عطر تبسّمهاي طاها مي آيد! ميآيد، تا سرزمين گل و بلبل را، بهاري جاودانه باشد و از عظمت نامش، «ايران» به خود ببالد! بشارت باد! اي آسمان، اي زمين، اي مدينه، اي توس! بشارت باد. + نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388 18:12 توسط عرشيان |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 17:8 توسط عرشيان |
از عرش خدا باران سپيده ميباريد؛ هلهله فرشتگان شادي آسمانيان را هويدا ميكرد؛ ماه با لبخند، بذر نقره ميپاشيد و ستارگان، آسمان شهر را با حضورشان چراغاني ميكردند. شهر غرق در شور، شكفتن گلي از گلستان اهلبيت پيامبر را انتظار ميكشيد و خانه امامموسيبنجعفر عليهالسلام خود را آماده ضيافت تولّدي بزرگ ميديد. به ناگاه، فضا از عطر حضور پر شد؛ انتظار به پايان رسيد؛ خندهها شكفت و نوزادي زيبا به ناز ديده باز گشود. پدر كه لبخند را هديه حضور كودك خود كرده بود، نام او را به يادِ مادر خويش فاطمه نهاد. + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 21:49 توسط عرشيان |
در كلام در رفتار در انديشه در قضاوت در نگاه در ......... ٢٥شوال سالروز شهادت جانگداز ششمین اختر تابناک ولایت و امامت ، رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق ( ع ) را به محضر مقدس منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر ( عج ) و تمامی مسلمین جهان ، خاصه شیعیان ارادتمند آن امام همام تسلیت و تعزیت عرض می نمایم . + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 11:3 توسط عرشيان |
|
| ||||||